تبلیغات
بوی سیب - عبرت های عاشورا برای جامعه منتظر
 
بوی سیب
این الطالب بدم المقتول بکربلا
عاشورا عظیم ترین ، حماسی ترین و ناب ترین انقلاب تاریخ اسلام است انقلاب عصر ظهور ، كامل ترین و اخرین انقلاب تاریخ انسان.

انقلاب دوم ، عصر ظهور تداوم انقلاب عاشورا است.انقلابی ستم سیز ، عدالت خواه و آزادی بخش ،انقلابی برای نشر معروف زدودن لایه های جاهلیت و معرفی اسلام در هیاتی نو شفاف و شسته از غبارهای تحریف و انحراف و فریب.

امام باقر (ع) در توصیف قیام موعود گفته است: یهدم ما كان قبله كما هدم رسول الله امر الجاهلیه و سیتانف الاسلام جدیدا مهدی (عج) هر آن چه را پیش از او بوده فرو می ریزد آن گونه كه رسول خدا امور جاهلیت را در هم ریخت و اسلامی تازه را آغاز خواهد كرد.
اگر انقلاب موعود پیوند و همسانی و یگانگی با انقلاب كربلا می یابد و چشمه سار زلال این خیزش از آن سرزمین عطش زده سیراب می ود بی تردید شباهتی میان همه ی عناصر این دو انقلاب می توان یافت . در دعای ندبه مهدی (عج) (طالب) خون كربلا معرفی می شود و در زیارت نامه ها آرزوی همه ی مشتاقان بی تاب عصر ظهور آن است كه در ركاب مهدی (عج) به طلب ثار حسین (ع) بر خیزند و انتقام مظلوم كربلا را از بدادگران باز گیرند.
در حدیث معراج خداوند پس از بیان شهادت امام حسین (ع) به پیامبر فرمود : ثم اخرج من صلبه ذكرا انتصر له به ... یلما الرض بالعدل و یطبقها بالقسط یسیر معه الرعب یقتل حتی یشك فیه ( آن گاه از تسل او امام حسین (ع) مردی را بر می انگیزم كه انتقام خون او را بستاند زیمن را از عدل و قسط سرشار سازد ترس و رعب (در قلب ستمكاران)هم پا او شیش رود و آن گونه بیدادگران را بكشد كه برخی در او شك و نردید كنند.)

مطالعه اندیشه در ویژگی های مشترك این دو نهضت و یافتن وجود و ابعاد همگون این دو روبداد بزرگ محور و موضوع این نوشتار نیست آن چه در این مقاله در پی ان هستیم تبین ویژگی های مشترك یاران این دو حادثه ژرف و شگرف است تا همه ما كه شوق همراهی آن عزیر را داریم و بی تاب همگامی در ركاب او بدانیم كه با كدام فضیلت ها و عظمت ها می توان همراه او شد و هم افق صحابه ی بزرگوار او گردید:

1- بصیرت و بینش

بینش نگاه همه سو نگرانه ، دقیق و عمیق است نگاهی كه از لایه های بیرونی بگذرد و به درون راه یابد نگاهی كه ان سوی حادثه ها را بكاود و متناسب با دریافتی كه محصول این تعمل و روشن بینی است تصمیم بگیرد و عمل بكند بصیرت انچنان عنصر مهم و تعین كننده ای در عرصه ی حیات اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی است كه علی (ع) سلاح كارای خویش در هنگامه ی هجوم دشمن و خیزش خطر را تنها و تنها یك چیز می داند بصیرت .(( الا و ان الشیطان قد جمع حزبه و استجلب خیله و رجله و ان معی لبصیرتی))

آگاه باشد كه شیطان سواره و پیاده اش را فرا خوانده و بر شما تاخته در چنین موقعیتی بصیرت و بینش من با من است در بیان قرآن ، گروهی فاقد بینش و بصیرت هستند ((و این تدعوهم الا الهدی لا سیمعو و تریهم ینظرون الیك و هم لا یبصرون))

اگر به هدایت دعوتشان كنید ، گوش به سخنانت نمی سپارند می بینی كه به تو می نگرند اما بینش و بصیرت ندارند.

نگاه های دوخته اما تهی از روشنی ، چشمهایی كه خیره می نگرند اما به شناخت و دیده نمی رسند ، چنین كسانی در تاریكی می یمانند و به سیاهی و تاریكی تن می دهند گروهی شمشیرشان بر بصیرتشان حكومت می كند . ((حملو اسیافهم علی بصائرهم))

شمشیسر نماد قدرت است ، یعنی كسانی هستند كه با رسیدن به قدرت موقعیت ، نگاه حق بینشان بسته می شود داشته ها ، فرصت تماشای حق را از آنها می گیرد خود بین و كوته بین می شوند و غرور آنچه دارند ، به اسارت (اكنون )(همین لحظه) شان می كشانند و از رویت (آینده ) و اندیشیدن به فردا باز می ماند اما گروهی هستند كه بینش و بصیرت آنها بر شمشیرشان حكومت می كند موقعیت و قدرت به پرتگاه غرورشان نمی كشاند وشمشیر تدبیرشان را نمی شكند وحملو بصائرهم علی اسیافهم

كربلا قصه مردان و زنانی است كه بصیرتشان چراغ راهشان و بینش ژرف و زلالشان ، كشتی عبور آنها از طوفانهای درون و بیرون است وقتی امام عاشورا ، دشواری نبرد گوشزد كرد و به تیغ های تیز و شمشیرهای قساوت اشارت نمود یاران عاشق صادق گفتند انا علی نیاتنا و بصائرنا ( ما بر نیت ها و بصیرت هایمان هستیم) یعنی انگیزه های تردید ناپذیر و بصرت های های ژرف ما را به كربلا آورده است و خطر و شمشیر و مرگ ، سستی و تزلزل را در اراده هایمان نمی افریند همین ویژگی در جان و روح صحابه مهدی (عج) تموج و جریان دارد آنان با بصیرتشان با امام خویش همراه و همگام می شوند و در لحظه هیا هول و خطر عاشقانه و صادقانه به میدان می آیند و خندان و شكوفا چون صحابه كربلا از حریم دین دفاع می كنند رشید هجری بزرگ صحابه علی (ع) در پاسخ دخترش كه به او كفت پدر در انجام تكلیف كوشش می كمنی فرمود دختركم درآینده مردمانی بیایند كه همان بصیرتشان كه آنان در امر دین خود دارند از این كوششی كه ما می كنیم افضل و برتر است

2- پذیرش عارفانه و عاشقانه

ره توشه ی سالكان و مجاهدان راه حق معرفت و محبت است عبور از سنگلاخ ها عقبه ها و جاده های خطر خیز و دشوار؛ راه شناسی می خواهد و عشق ورزی.شناخت راه،راهرو را آمادگی روانی می بخشد و عشق و شوق رسیدن و تاخی ها و ناهمواری ها را آسان می سازد.

صحابه ی عاشورا جانی مهذب و عاشق و نگاهی حقیقت بین و روشن دارند و به همین دلیل تسلیم محض و پیروان سر سپرده خونباری هستند كه در انتظارشان نشسته است.امام عاشورا حتی در شب عاشورا درها را می گشاید تا جانهای متزلزل،دل های مردد بروند.در منزل زباله-یكی ازمنازل مسیر مكه به عراق-وقتی خبر شهادت سفیر فداكارش عبدالله بن یقطر رسیدامام همگان را جمع كرد و نامه ای را كه در آن خبر شهادت عبدالله بود در دست گرفت و فرمود: ((اما بعد فقد اتا نا خبر فضیع قتل مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر و قد خذلتنا شیعتنا فمن احب منكم الا نصرق فلینصرف لیس منا ذمام))

خبری درد ناك رسیده است كه مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و عبدالله بن یقطر به شهادت رسیده اند.شیعه را شكسته و خوار ساخته اند.هر كدام از شما سر بر گشتن دارد بر گردد كه ما رشته بیعت از گردن او بر داشتیم.

امام در تمام راه به پالایش یاران می پردازد تا تنها عاشقان و عارفان بمانند،آنان كه در راه تحقق آرمانهای الهی عاشقانه گام بر دارند و با معرفت امام ،چون و چرا و تردید نشناسند.

در كربلا آخرین پرسش یاران،آن گاه كه خونین تن و پاره پاره افتاده اند این است كه:اوفیت یابن رسول الله؟(ای فرزند رسول خدا آیا به عهد خویش وفا كنم؟و پاسخ امام این است كه نعم انت امامی فی الجنه ((تو پیش از من به بهشت رسیده ای.

جان یاران عاشورا از معرفت لبریز است و جام وجودشان از محبت سر شار.در نهایت تشنگی،در محاصره ی تیغ ها،در فضایی كه مرگ خیز و آتش ریز است،حماسه های شور انگیز را رقم می زنند و بی هراس از خطر به مبارزه می ایستند.

این ویژگی نیز در صحابه مهدی (عج) می فرماید: الا و ان من ادركها منا یسری فیها بسراج منیر و یحذو فیها علیمثال الصالحین لیحل فیها ربقا و یعیق رقا و یصدع شعبا و یشعب صدعا فی ستره عن الناس لا یبصر القائف .... بعد الصبوح

(آگاه باشید هر آن كس كه فتنه های آینده را در یابد با چراغی روشنگر در آن كام می نهد و بر همان سره و روش پیامبر و امامان رفتار می كند تا گره ها را بگشاید بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد جمعیت گمراه و ستمگر را پزاكنده و حق جویان پراكنده را جمع آوری سازد.

مهدی (عج) سال های طولانی در پنهانی از مردم به سر می برد آن چنان كه اثر شناسان اثر قدمش را نمی شناسند گرچه در یافتن اثر و نشانه های ایشان تلاش فراوان شده است سپس گروهی برای در هم كوبیدن فتنه ها آماده می گردند و چونان شمشیر ها صیقل می خورنددیدگانشان با قرآن روشنایی گیرد و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افكند و در صبحگاهان و شامگاهان جام های حكمت سر می كشند

تنها حمكت نوشان و تفسیر نیوشان می توانند همپای موعود فتنه ها را بشكنند و در دروغ و فریب را در هم كوبند آنان كه از چشمه سار قرآن سیراب می شوند و در معرفت قرآنی دارند دشمن شناسندو پایدار در عرصه جهاد و ایثار در كربلا امام یك شب امام و مهلت می طلبد و می گوید ما شیفتگان عبادت و زمزمه قرآنیم و شب عاشورا فضا عطر آمیز از نسیم نفس های قرآنی و دلاویز از زمزمه های عاشقانه و عرفانی سات . هر آن كس با عاشورا آشناست و بی تاب ظهور و حضور در جمع صحابه ی مهدی (عج) است با حكمت و معرفت قرآنی همدم است كه بی معرفت قرآنی نه عاشورا ،عاشورا می شد و نه حكومت مهدوی محقق می شود.
نكته ظریف و مشترك در میان صحابه ی دو انقلاب عشق ورزی به قرائت قران است در وصف شب عاشورا گفته اند(لهم دوی كدوی النحل) (زمزمه ی خیمه ها چون زمزمه كندو ی عسل بود) و در وصف امامان یاران موعود نیز گفته شده است كه چشم روشنایی ها تنزیل و نغمه دلپذیر و گوش نواز زندگی شان تفسیر قرآن است(تجلی بالتنزیل ابصارهم و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم) (آیا جز این است كه تلاون قران آرامش می بخشد و جان را از طمانینه لبریز می كند و در پرتو همین آرامش و طمانینه طوفان ها و بحران ها را می توان شكست و به ساحل امان و امن می توان رسید؟)

3- شیفتگان شهادت

كربلا مقتل عاشقان و مشهد شهیدان پاك است.

هلال بن نافع از صحابه ی پر شور كربلا می گوید :شب عاشورا امام نابهنگام از خیمه ها بیرون آمده دور شد من به اونزدیك شدم و گفتم فدایت شوم از این كه در شب به طرف لشگرگاه این ستمگر بیرون امدی نگران شده فرمود: هلال آمدم تا این پستی و بلنیدی ها را وارسی كنم نكند فردا آنان به ما حمله كرده درگیر شویم كمین گاهی برای هجوم آنان به خیام ما باشد سپس برگشت و در حالی كه بازوی چپ مرا گرفته بود فرمود: همان شب است! همان شب است! به خدا سوگند .عده ای سات كه تخلف بردار نیست سپس فرمود : هلال ! چرا هم اینك از میان این دو كوه نمی روی كه خود را برهانی . من روی قدم های امام افتادم و عر ض كردم : در آن صورت مادر هلال در سوگش بنشیند سرورم شمشیرم با هزار شمشیر واسبم با هزار اسب برابر است به آن خدایی كه همراهیتو را بر من منت نهاد از تو جدا نمی شوم تا این كه هر دو از كارزار بازمانند سپس امام از من جدا شد و به خیمه ی خواهرش زینب رفت . من در این امید كه از خیمه زود بیرون می آید كنار خیمه ایستادم . زینب به استقبال امام آمدبالشتی گذاشت و امام نشست و با او رازی گفت چیزی نگذشت كه اشك زینب جاری شد و عرض كرد : برادر جان ! آیا من قتلگاه تو را می بینم و با این همه دشمنان كینه اندوز بانوان و كودكان وحشت زده را همراهی می كنم این مسئولیتی سنگینی است دیدن این قتلگاه این جوان پاك و زیبارویان بنی هاشم بر من گران خواهد بود سپس عرض كرد: برادر جان ! آیا نیات اصحاب خود را آزمودی ؟ نگرانم كه وقت درگیری و برخورد نیزه ها تنهایت گذارند.

امام گریست و فرمود: (اما و الله لقد هنرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الا الاشوش الاقعس ویستانسون بالمنیه دونی استیناس الطفل بلبن امه) به خدا سوگند ایشان را از خود راندم در ان جز دلاوران و والا گوهران پایدار كه به كشته شدن در ركاب من همانند كودك به شیر مادر مانوسند حضور ندارند.

صحابه عاشورا جانی مهذب و عاشق و نگاهی حقیقت بین و روشن دارند و به همین دلیل تسلیم محض و پیروان سر سپرده سرنوشت خونباری هستند كه در انتظارشان نشسته است.

شیفتگی به شهادت از چشمه سار معرفت سیراب می شود . شیفتگی به شهادت مرگ است كه ان سوی عالم خاك را شهود ركده باشد و با یقین به انتخاب پرداخته و جان بهمیدان آورده باشد .شیفتگی به شهادت درك عمیق معامله ای است كه یك سو خدا (خریدار)یك سو انسان(فروشنده) كالا (جان )و بها ( بهشت وصل)باشد با این معرفت و شهود انسان می تواند عاشقانه در باران تیر و شمشیر و خطر بایستد و خندان و شكوفا فاتح معقد صدق باشد.

جان یاران عاشورا از معرفت لبریز است و جام وجودشان از محبت سرشار در نهایت تشنگی در محاصره تیغ ها در فضایی كه مرگ خیز و آتش ریز است حماسه های شور انگیز را رقم می زنند و بی هراس از خطر به مبارزه می ایستند.

4- عشق ورزان به امامت و ولایت

یاران عاشورا بی بهانهاند بر سر جان چانه نمی زنند و در هر چه اما شان می گوید می خواهند تردید روا نمی دهند در بسیاری از رجزهای صحابه دفاع از اهل بیت دفاع از حریم امامت و عشق ورزی به ابا عبد الله الحسین محور اصلی است .

لحظه های شهادت نیز به دست محبت امام و زانوی مهربان او می اندیشند كه تا بهشت بدرقه شان كند.در هنگام نبرد جونان پروانه گرد امام می چرخیدند و جان خویش را سپر او می ساختند . سعید بن عبدالله در هنگام نماز اباعبدالله الحسین جان سپر تیرها كرد هر تیری كه به قصد عضوی از اعضای ابا عبد الله الحسین رها می شد سعید همان عضو خویش را رویاروی تیر قرار می داد و در پایان نماز ابا عبد الله الحسین با بدنی كه تیرها آن را پوشانده بود مقابل امام افتاد و امام گرمای محبت خویش را به پیشانی اش بخشید و مژده وصل بهشت و پیامبرش را داد.

كربلا صحنه عشق ورزی به نام حسین است . یاران ابا عبد الله الحسین آشنا كه راه و سیرت ابا عبد الله الحسین را عارفند به نام او یاد او و همراهی او سرخوشند و از عشق او سرشار . صحابه عاشورا بادیدن امام توانی تازه یافتند همچون خود امام بی هراس می جنگیدنددر آخرین زمره نیز نسیم یاد ابا عبد الله الحسین لبهایشان را متبرك و متبسم می ساخت.

یاران مهدی (عج) نیز چنین سیرت و صفاتی دارند.به امام عاشقند و عشق و شیفتگی خود را به هر بهانه و هر جا نشان می دهند امام صادق می فرمایند: و رجال كان قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها شك فی ذات الله(( اشد من الحجر لو حملو علی الجبال لازالوها لا یقصدون برایاتهم بلده الا خربوها.كان علی خیولهم العقبان .... اذا سارو یسیر الرعب امامهم مسیره شهر یمشون الی المولی ارسالا بهم ینصر الله امام الحق))

(یارن مهدی (عج) مردانی اند پولاد دل و همه وجودشان یقین به خدا ، مردانی سخت تر از صخره ها اگر به كوهها روی آرندآنها را از جای می كنند درفش پیروز گر آنان به هر شهر و دیاری روی نهد آنجا را به سقوط وادارد گویی آن مردان عقابان تیز چنگالند كه بر مركب ها سوار شده اند.....این شیر اوژنان به شب هنگان نخوابند و زمزمه قرآن و مناجات خویش چون صدای زنبوران عسل در هم اندازند و تا بامداد به عبادت خداوند خویش می پردازند. و بامدادان سوار بر اسب باشند. انان راهبان شب و شیران روز و انانند گوش به فرمان امام خویش و چنان چون مشعل های فروزانند و دل های منور آنان بسان قندیل های نور در سینه هایشان آویخته است این مردان تنها از خدا می ترسندو فریاد لا اله الی الله و الله اكبر آنان بلند است و همواره در آروزوی شهادت و كشته شدن در راه خدایند. شعار آنان یالثارات الحسین است .بیایید به طلب خون حسین و یاران حسین! به هر سور روی آرند ترس از آنان پیشاپیش در دل مردمان افتد و تاب و مقاومت را از همه بگیرد این خدایان دسته دسته به سوی خداوند یا امام خویش روی ارندو خدا به دست انان امام حق را یاری كند.)

در توصیف یاران امام مهدی (عج) معلوم می شود كه انان امام را چون نگین در بر گیرند . گوش به اشارت و فرمان او می سپرند و جان هدیه ی راه و ركابش می سازند در كربلا وقتی مسلم بن عوسجه به بالینش رسید خون محاسن سپید مسلم را گلگ.ن كرده بود آخرین رمق و آخرین نفس ها بود حبیب از او پرسید : وصیتی داری مسلك گفت: رحمت خداوند بر تو باد من تنها یك سفارش دارم و در حالی كه با دست به امام اشاره می نمود گفت سفارشم این است كه در راه او جان فشانی كنی حبیب گفت : به خدا سوگند كه چنین خواهم كرد

عشق بازی یاران ابا عبد الله الحسین در شب عاشورا و در میدان داغ كربلا در نهایت عطش شنیده ایم . همین ویژگی را در یاران مهدی (عج) بر اساس همین روایت می یابیم مردانی شیر اوژن زمزمه گر عاشق كه به رسم تبرك و تیمم دست بر زین اسب امام می كشند و به شوق شهادت از امام می خواهند كه دعا كند حلاوت و شیرینی شهادت را زودتر درك كنند.

5- دین داری ، دین دار و دین یار

نهضت و حركت ابا عبد الله الحسین و یارانش برای اصلاح دین زدودن غبارهای تحریف و بدعت هاست . ابا عبد الله الحسین در وصیت نامه ی خویش كه به دست برادرش محمد حنفیه می سپارد به این ویژگی و هدف اشاره دارد : ((خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنكر))

من در خیزش و قیام خویش قصد اصلاح امت جدم و امر به معروف و نهی از منكر دارم.

در روز عاشورا نیز دلیل گریز عافیت طلبان و عدم جان فشانی در راه دین را تبیین كرد و فرمود: مردم برده و اسیر دنیا هستندو دین تنها لقلقه زبان آنهاست پس انگاه كه به آزمون كشیده شونددین داران كم می شوند (همان ها كه دین را برای معیشت خویش می خواستند و پیش از آزمون به ظاهر مدافع سینه چاك بودند)

در عصر عاشورا پیش از برپایی نماز عاشقانه و عارفانه امام پس از دعوت باقی مانده به جهاد و شهادت و مژده ی بهشت و دیدار علی (ع) و فاطمه(س) در بهشت فرمودند: ((فحاموا عن دین الله و ذبو عن حرم رسول الله)) از دین خدا حمایت و از حرم پیامبر خدا پاسداری كنید.

كربلا كوشش پاكان و جوشش خون های پاك برای صیانت از دین نگاهبانی از ارزش ها و فضیلت ها گسترش دین و ستیز ابا عبد الله الحسین دین ستیزان است.

امام زین العابدین خطاب به ابو خالد كابلی در وصف یارن مهدی (عج) و دین خواهی و میزان تلاش انان در راه تحقق آرمان های دینی می فرمایند:ای ابوخالد ! مردمانی كه در روزگار غیبت به سر می برندو منتظر از مردمان همه زمان افضلندزیرا كه خداوند متعال به انها خرد و فهم و معرفتی داده كه خیبت مهدی (عج) برای آنها مانند حضور است( یعنی با اینكه امام را در عصر غیبت نمی بینند از نظر ایمان و تقوا و پایداری گویی در زمان ظهور به سر می برند و امام خود را می بینند)این مردم را كه در چنان روزگاری زندگانی می كنند خدا مانند سربازان پیكارگر صدر اسلام قرار داده است .همانان كه در ركاب پیامبر (ص) شمشیر می زدند و پیكار می كردندآنان اخلاص پیشگان حقیقی و انانند شیعیان واقعی و انانند كه در نهان و عیان مردم را به دین خدا دعوت می كنند.

بی تردید این ویژگی در همان اندازه و افق و فراتر از ان در عصر ظهور و در سیرت و رفتار یاران مهدی (عج) تحقق می یابدهمان یارانی كه پیش از این در توصیف شان گفته شده : لا یشوبها شك فی ذات الله ...بهم ینصر الله امام الحق(مردانی همراه امامندكه شك و تردید در ذات پروردگار با وجودشان آمیخته نیست و مهدی (عج) با چنین یاران و همراهان یاری می شود)

آنان كه سر همراهی و هم ركابی مولای خویش را دارند باید دین فهم و دین شناس ، شیفتگان مكتب باورمندان عمیق قران و عترت و فداكاران پاكباز راه دین باشند.

6- تدبیر ، روشن بینی در برنامه ریزی

انقلاب عاشورا آن چنان دقیق برنامه ریزی شده كه هر جز حركت و هر بخش از آن گویی عضوی از یك اندام است كه تفكیك و جدایی آن از كل پیكره ممكن نیست ئ تنها در درون همان پیكره معنا و مفهوم می یابد برنامه ریزی عاشورا در نحوه ی رزم نوع سخن گفتن ترتیب افراد به میدان از اجزای قابل توجه این برنامه است.

حركت پس از عاشورا و برخورد سخنرانی ها و شیوه های تحقیر عبیدالله و یزید . دو عنصر مستكبر و مغرور و تباه.نیز از بخش های قابل توجه و مورد تعمیق برنامه نهضت حسینی است .مطالعه نهضت حسینی نشان می دهد كه امام در هر منزل برنامه ریزی می كند با تدبیر و ظرافت كامل بر آمادگی روانی و روحی و دانش یاران میافزاید و مراحل به را تبیین و روشن می كند تا هر كس بداند در كجای این برنامه بزرگ می تواند باشد یا اگر نتواند باشدسر خود گیرد و از كربلا بیرون آید.

نهضت بزرگ موعود نیز با تدبیر و برنامه ریزی همراه است.

چه در حركت مهدی (عج) چه در مظاهر و شعایر مانند لباس سلاح نوع حركت و حتی شعار آن بزرگوار ، برنامه دقیق و عمیق او را می توان یافت.معماران كربلا و صحابه ابا عبد الله الحسین در رزم خوش تدبیر و برنامه دارند و یاران و همراهان مهدی (عج) نیز . اگر اصلاح برنامه ابا عبد الله الحسین است برنامه مصلح بزرگ و یاران او نیز هست. ان الارض یرثها عبادی الصالحین

برنامه مهدی (عج) و یارانش پایان دادن به تباهی و سیاهی و گسترش قسط و عدل است. مهدی (عج) فریاد رسی است كه خداوند او را بفرستد تا به فراد عالم برسد... یاران قائم به سراسر جهان پانهند و همه جا قدرت را در در دست گیرند.

همه كس و همه چیز را مطیع انان می شودحتی درندگان صحرا و مرغان شكاری همه و همه رضای و خشنودی آنان را بطلبند.شادی و شادمانی یافتن به این پیام آوران دین و صلاح و عدالت تا بدان جاست كه قطعه ای از زمین بر قطعه ای دیگر مباهات دارد كه یكی از یاران مهدی (عج) بر آن جا پا نهاده است.

برنامه ی كربلا رویارویی با ظلم بازگرداندن به سیرت پیامبر (ص) و علی (ع) اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منكر بود و برنامه مهدی (عج) نیز چنین است.

یاران مهدی (عج) چون صحابه عاشورا میثاق پاكبازی و فداكاری در راه آرمان های دین ستیز با سیاهكاران و دفاع از حریم قران و اهل بیت دارد. آنان مدیر و مدبرندبرنامه ریزانی بصیر و گردانندگانی خبیر كه پای اراده شان را هیچ خطری نمی لرزاند و عزم سترگ شدن را هیچ طوفانی بر نمی آشوبد.

برداشتی از آینده روشن


نوع مطلب :
برچسب ها :





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی